تبلیغات
I see YOU - نقد فیلم مرهم...

نقد فیلم مرهم...

یکشنبه 4 اردیبهشت 1390 08:50 ب.ظنویسنده : مانی

 

وی داخل شهربازی پارك ایستاده ولی ذره ای شادی و خوشی در رفتارش دیده نمی شود بدین دلیل كه در خانه ی خود با زور و سركوب و بداخلاقی روبرو شده و در جامعه هم اعتیاد و خماری و روابط ناسالم گریبانش را گرفته است.

همراه شدن این مادربزرگ نمونه با نوه اش در جاهای پرت و دردناك شهر بسیار تاسف بار ست. عشق وی ستودنی و دلنشین است؛ او می بیند كه مریم در بد مخمصه ای افتاده ولی هرگز نصیحتش نمی كند و به حرفهایش گوش می دهد و اجازه می دهد واقعیت، كار خودش را بكند؛ در لحظه ای محافظ و بادی گارد وی می شود تا مبادا دست مالی نااهلان گردد. به پشت ایستادن او موقع شیشه كشیدن دخترك یادآور سختی تحمل واقعیت است كه به شدت تلخ می نماید.این مادربزرگ دوست ندارد بدبختی نوه اش را مشاهده كند و از طرفی هم می داند كه گوش وی به حرفهایش بدهكار نخواهد بود و فقط متذكر می شود كه هیچ مادّه ی مخدری نمی تواند جوانان را از دنیای نكبت بار رهایی بخشد بلكه این خود جوان است كه می تواند با اراده و پشتكار فراوان، دنیای نگون بخت خود را تغییر دهد.

آدمی در عالم خاكی نمی آید بدست***عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی

 نمای سه نفره از مادربزرگ، نوه و جوان توزیع كننده ی مواد و طرز ایستادن آنان كه به صورت لنز واید(Wide) فیلمبرداری شده نشان از تبحر و درك فیلمساز از مضمون فیلمش دارد. نمایی كه به فیلم های وسترن و معاملات وسترنر ها پهلو می زند.

"مرهم" موسیقی سالار است و در لحظاتی به غایت ریتم مناسب فیلم با موسیقی متحرك و جذاب همراه شده كه بر تاثیرگذاری اثر افزوده است. زمانی كه مریم در بیشه های شمال به دست یك نااهل می افتد كه قصد سوء استفاده كردن از وی را دارد، مخاطب تكان می خورد و تمایل دارد جلوی واقعیتی را كه در حال وقوع هست بگیرد ولی افسوس كه این، عین واقعیت جامعه است كه فیلمساز ، بخش كوچكی از آن را به شكلی عمیق و باورپذیر به تصویر كشیده است.ناله و شیون دخترك در آن جنگل های سرسبز، تناقض و پارادوكس معنایی مرموزی را ایجاد می كند و چه زیباست كار علیرضا داوئنژاد در صحنه هایی كه فیلم می تواند به سمت قهرمان بازی های فردینی و فیلمفارسی های قبل از انقلاب برود ولیكن تعمدا از آن امتناع می ورزد و اجازه می دهد رئال فیلم حفظ شود؛ زمانی كه رضا(علیرضا داودنژاد) با گریه های كودك وار مریم مواجه می شود، واكنش تندی نشان نمی دهد و خیلی كنترل شده و سنگین با قضیه برخورد می كند و مخاطبی را كه منتظر ظهور فردین معاصر در برخی صحنه هاست، ناكام می گذارد باوجود اینكه پتانسل كار را دارد. از این حیث "مرهم" به فیلمی درخور و قابل اعتنا بدل می شود كه به هیچ وجه در ورطه ملودرام های سطحی و احساسی نما نمی افتد.

رضا داودنژاد را در هیچ فیلمی اینقدر خوب ندیده بودم؛ وی شخصیت رضا را آنقدر با آرامش و متانت خلق كرده كه باهاش همراه می شویم و گرچه بعضی مواقع آبزیره كاه جلوه می نماید ولی در اصل مردانگی قابل ستایشی دارد.وقتی مریم را به دست مردی میانسال و ظاهرا بوالهوس می سپارد، مخاطب در نگاه اول جا

می خورد و می پندارد رضا چه نامردی ست ولی با گذشت زمان به سهولت می توان دریافت كه نیت وی این است كه دخترك ساخته شود و قدرت دفاع از خود را بیاموزد و اجازه ندهد احدی در حریمش تجاوز كند و نامحرمانه محرمش گردد و به وی بفهماند كه مرهم نااهلی كه مقرضانه آغوش خود را باز گذاشته، از زهرم تلخ تر و آسب رسان تراست. خلوت آن مرد میانسال با مریم در ویلا كه با دیالوگ های بعضا اروتیك مرد هم عجین شده واقعیت بلامنازع است؛ دخترك دو راه پیش رو دارد:

به این مرد چراغ سبز نشان دهد و غرق در ناز و نعمت ظاهری گردد و زنانگی زودرس و نامتعارف را بپذیرد و یا از دست آن مرد غرق در شعله های هوس آلود نفس خویش(استفاده نمادین از شومینه ویلا)، بگریزد و با حفظ دختری(نماد نجابت و پاكدامنی) خود، زندگی اش را سالارانه بسازد و به زنانگی پخته و متعارف جامعه دست یابد.

"مرهم" متذكر می شود كه زود راجع به دختران و پسران جامعه خویش قضاوت نكنیم، مبادا آنها را از زندگی كردن طرد كنیم و دلشان را بشكنیم. همین كه با دختری روبرو شدیم كه حجابش نامناسب است، بهش وصله نچسبانیم و گناهش را نشوییم. اگر معتادست رهایش نكنیم و بجای نصیحت كردن و امر ونهی كردن و سخنوری ، دستانش را بگیریم ودر یك جمله لگد خورده را لگد نزنیم.

درست است كه مادربزرگ ، آلوده شدن نوه اش را می بیند ولی هرگز به او پشت نمی كند. داودنژاد كوشیده یك مادربزرگ و در واقع یك نسل الگو را معرفی و ارتباط تنگاتنگی بین نسل های مختلف جامعه برقرار كند.

سكانس-پلان های ستودنی در برخی صحنه های فیلم، به واقعی بودن اثر كمك كرده است. پلان پایانی فیلم و در آغوش شدن مادربزرگ و نوه، بیانگر برداشتن همین شكاف ها و فاصله هاست؛ فاصله هایی كه باعث غریبه شدن پدران و مادران با فرزندان خود می گردد. در این پلان، دوربین از نمایی كلوزاپ به لانگ شات می رسد تا مخاطب، حذف شكاف بین نسل های مختلف جامعه را حس كند و بپذیرد كه باید جوان را در آغوش گرم خود گرفت و بهش پر و بال داد . بی شك بازی كبری حسن زاده كه مادربزرگ كارگردان هم هست را باید ستود و در بازی او تفكر كرد؛ بی خود شدن وی در خیابان های شمال حاكی از عشق و محبت پایان ناپذیر اوست. احساس این فرد نسبت به نوه اش ذره ای دستخوش تیرگی و خدشه دار شدن نمی گردد:

ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست *** هرچه آغاز ندارد نپذیرد انجام

مطمئن نیستم چقدر احتمال اكران عمومی "مرهم"  وجود دارد و شاید برخی صحنه های عریان و بی واسطه ی فیلم با جرح و تعدیل روبرو شود ولی امیدوارم این فیلم دیده شود و در محاق نماند چرا كه مضمون غنی و اثرگذاری دارد؛ فیلمی كه استاد بیضایی از فرسنگ ها دورتر از ایران، ستایش كرده است. خیلی سال بود سینمای ایران از این دست فیلمهای هشداردهنده و به شدت اجتماعی كم داشت و این حفره و كمبود عمیقا احساس می شد تا اینكه كارگردانان صاحب سبك و صاحب اندیشه و جسوری همچون پرویز شهبازی، اصغر فرهادی، حمید نعمت الله، مازیار میری و  عبدالرضا كاهانی ظهور كردند و درخت سینمای اجتماعی ما را بارور كردند.

در كلام آخر"مرهم"  بر دردها و آسیب های نسل معاصر جامعه ما مرهمی ست اثر گذار و قابل باور. معضل بسیاری از جوانان ریشه ای و حادّ نیست ولی اگر به خواسته های ولو كوچك و ناچیز آنها توجهی نشود و مرتبا امیال و خواسته هایشان كوركورانه سر كوب شود، این معذلات ریشه ای می گردد و دیگر حتی نسل قدیم هم نمی تواند به آنها نزدیك شود. با دیدن "مرهم"  خانواده ها به خود می آیند كه امنیت خانه را بیشتر از پیش برای فرزندان خود فراهم كنند و هیچ جوانی به خود اجازه نخواهد داد كه از خانه و كاشانه ی خود فرار كند و در آغوش نااهلان و بی كفایتان قرار گیرد.خانواده، با درك متقابل پدر و مادر و فرزندان از نیازهای یكدیگر معنا پیدا می كند و قوام می یاید و مجموعه ی چنین خانواده هایی، جامعه ایده آل و آرمانی را شكل خواهد داد.

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی *** دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی

در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست *** ریش باد آن دل كه با یاد تو خواهد مرهمی

منبع:سی نما


برچسب ها: مرهم ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 4 اردیبهشت 1390 05:25 ب.ظ

 
پنجشنبه 16 شهریور 1396 05:39 ق.ظ
Hey I know this is off topic but I was wondering if you knew of any widgets I could
add to my blog that automatically tweet my newest twitter
updates. I've been looking for a plug-in like this for quite some time and was hoping maybe you would have some experience with something like this.

Please let me know if you run into anything.

I truly enjoy reading your blog and I look forward to your new updates.
دوشنبه 16 مرداد 1396 01:25 ق.ظ
Hi there! I just wanted to ask if you ever have any trouble with hackers?
My last blog (wordpress) was hacked and I ended up losing a few months of hard work due to no back up.
Do you have any methods to protect against hackers?
شنبه 14 مرداد 1396 11:35 ب.ظ
Thankfulness to my father who stated to me concerning this blog, this website is truly
awesome.
شنبه 7 مرداد 1396 01:52 ق.ظ
Simply wish to say your article is as amazing.

The clarity in your post is just spectacular and i can assume you are an expert on this subject.
Fine with your permission allow me to grab your RSS feed to keep up to date
with forthcoming post. Thanks a million and please carry on the rewarding work.
جمعه 25 فروردین 1396 06:25 ق.ظ
Wonderful goods from you, man. I've understand
your stuff previous to and you're just too great. I actually like what
you have acquired here, certainly like what you're saying
and the way in which you say it. You make it entertaining and you still care for to keep it
sensible. I can't wait to read far more from you.
This is really a wonderful web site.
دوشنبه 21 فروردین 1396 06:13 ب.ظ
Everyone loves what you guys tend to be up too. This kind of clever work and reporting!
Keep up the amazing works guys I've added you guys to our blogroll.
دوشنبه 21 فروردین 1396 07:47 ق.ظ
My family members all the time say that I am killing my time here at net,
however I know I am getting familiarity every day by reading
thes fastidious posts.
پنجشنبه 11 تیر 1394 03:49 ب.ظ
در دوران پسا تحریم هیچکس دلواپس نخواهد بود
دوشنبه 5 اردیبهشت 1390 01:00 ب.ظ
مرسی شما لطف داری /لطفا من را با اسم نقد فیلم های سینمای ایران لینک کنید اگر می شود خبرم کنید به چه اسمی لینک تان کنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر